نگاه فارس
قرارشبانه

کتاب صوتی پدر عشق و پسر “قسمت یازدهم”

علی آشکارا سبک تر شده بود من که حامل او بودم و مرکب و مرکوب او به وضوح این سبکی را در می افتم پیش از این احساس می کردم علی بر من نشسته است با یک سلسله کوه…

قرارشبانه

کتاب صوتی پدر عشق و پسر “قسمت دهم”

پسر طارق از این مرگ آنی و خفت آمیز از این مرگ بی هیچ جنگ  و ستیز آن چنان به خشم می آید و ون جلوی چشمانش را می گیرد که بی گدار به میدان می زند ، من دیدم که جزئی دیگر از سپاه دشمن کنده شد و سمت ما می آید….

قرارشبانه

کتاب صوتی پدر عشق و پسر “قسمت پنجم”

عجیب بود رابطه میان این پدر و پسر. من گمان نمی کنم در تمام عالم میان یک پدر و پسر این همه عاطفه، این همه عشق ، این همه انس و  این همه ارادات حاکم باشد…

قرارشبانه

کتاب صوتی پدر عشق و پسر “قسمت چهارم”

مقام سقایت در کربلا از آن عباس است ماه بنی هاشم در این تردید نیست اما آنچه شاید تو ندانی این است که شب عاشورا آب را ما آوردیم. من و سوارم علی اکبر…

قرارشبانه

کتاب صوتی پدر عشق و پسر “قسمت سوم”

  سابقه ی یک چیز را تو خوب می دانی، چرا که از سویی بر می گردد به جد پدریت عروه بن مسعود سقفی که شبیه ترین مردم به عیسی بن مریم بود و از سوی دیگر به مادرت میمونه که دختر ابی سفیان و آنکنه دشمن به پاره تنت طمع بسیار داشت…

قرارشبانه

کتاب صوتی پدر عشق و پسر “قسمت دوم”

دیشب چکونه به خواب رفتم؟ چه گفتم؟ تا کجا گفتم؟ هیچ نفهمیدم. نیمه های شب از صدای گریه تو بیدار شدم. آرام آرام تن خشته ام را به کنار پنجره رساندم دیدم…

قرارشبانه

کتاب صوتی پدر عشق و پسر “قسمت اول”

انگار چنین مقدر شده است که من هر روز مقابل تو بیشینم و بخشی از آن حکایت جانسوز را برای خودم تداعی و برای تو روایت کنم تدبیر من از ابتدا این بود اما اگر تقدیر خداوند همراهی نمی کرد به یقین چنین چیزی ممکن نمی شد…

قرارشبانه

کتاب صوتی “هفتاد و سومین نفر” -قسمت دوم

  حسین گفت این زمین را چه نام است گفتند عَقر، حسین گفت خدایا به تو پناه می برم از عقر، باز نام آن زمین پرسید گفتند کربلا آن را نینوا هم گویند، حسین آب در چشم بگردید و گفت : کرب و بلا …

قرارشبانه

کتاب صوتی “هفتاد و سومین نفر” -قسمت اول

شخصیت اول نمایش طِرِمّاح بن عَدِی الطائی است . وی از کوفیانی بود که در عذیب الهجانات با امام حسین (ع) دیدار کرد، و ضمن خبردادنِ شهادت قیس بن مسهر، و آگاه کردن امام از احوال کوفیان، پیشنهاداتی نیز به آن حضرت داد

قرارشبانه

کتاب صوتی ((آن ۲۳ نفر )) – قسمت ۵۱

غروب حال و هوای ماه رمضان را داشت. مثل لحظه‌های افطار، نه آن‌چنان تشنه، اما حسابی گرسنه بودیم. نماز را خوانده بودیم و دورتادور زندان تکیه زده بودیم به دیوار که شام هم رسید یک سینی پلوی چرب عربی با تیکه‌های درشت گوشت…

قرارشبانه

کتاب صوتی ((آن ۲۳ نفر )) – قسمت ۳۸

تابستان گرم رمادی در حال تمام شدن بود. با اردوگاه و قوانین نوشته و نانوشته‌اش به‌طور کامل آشنا شده بودیم. گروه ما شب‌ها باهم بودند و روزها هر یک به دنبال کار خود…

قرارشبانه

کتاب صوتی ((آن ۲۳ نفر )) – قسمت ۳۴

  مینی بوس با سرعت نه چندان زیاد پیش می رفت. نگاه کردن مناظر اطراف جاده و مزارع و خانه های روستایی بعد از ۷۵ روز زندانی بودن، حس فراموش نشدنی در من ایجاد کرد…

قرارشبانه

کتاب صوتی ((آن ۲۳ نفر )) – قسمت ۳۰

تابستان بغداد از راه رسید. در یکی از همان روزهای گرم، در زندان باز شد و جوانی بلند قامت با مشت و لگد پرت شد داحل…

قرارشبانه

کتاب صوتی ((آن ۲۳ نفر )) – قسمت ۲۹

یکی دو روز بود که افسر تهرانی، بعد از غذا خمیر نان هایی را که قابل خوردن نبود جمع می کرد. یک روز خمیرها را خیس کرد و مدتی چنگ زد و گذاشتشان روی سطح صاف در قوطی شیر خشک…

قرارشبانه

کتاب صوتی ((آن ۲۳ نفر )) – قسمت ۲۸

غیر از جدال ما با خودمان، آن سب توی زندان جدال سخت دیگری هم در گرفت؛ میان ملا صالح و آن دو جوان عضو سازمان مجاهدین خلق. مناظره داغی بود…

قرارشبانه

کتاب صوتی ((آن ۲۳ نفر )) – قسمت ۲۵

روز ۱۵ اردیبهشت ابووقاص به سرعت داخل زندان شد و دستور داد لباس هایمان را بپوشیم. پوشیدیم یک ون سبز رنگ سر کوچه به انتظارمان ایستاده بود سوار شدیم ماشین از در بزرگ خارج شد و وترد شهر بغداد شدیم…