نگاه فارس

روزی که عشق از فراز قلب ها طلوع کند

۲۹ اردیبهشت ، ساعت ۱۷:۳۲

اگر روزی بتوان عشق واقعی را زنده کرد و در راه عشق همه چیز را فدا کرد می توان امیدوار بود که دوران تاریک غیبت هم به سرآید و شادی و آرامش بر دنیا حاکم شود.

نگاه فارس؛ کمتر کسی است که تا بحال اسم لیلی و مجنون، شیرین و فرهاد و یا خسرو و شیرین را نشینده باشد.  داستان عشق آنان آنقدر معروف است که قرن هاست در میان ما ضرب المثل شده اند.

در دنیای امروز ما عشق مترادفات زیادی دارد، گاهی آن را هوس و گاهی عادت می نامیم‌؛ در صورتی که در گذشته ها فقط یک معنی داشته و آنهم زندگی بوده است. در گذشته عاشق شدن یک مرحله از تکامل روح انسان بوده است و فرد در مسیر عاشقی کارهایی انجام میداده و یا در بحران هایی قرار می گرفته است که پازل روحش را ذره ذره کامل می کرده اند. اینکه بتوان کسی را بیشتر از خود دوست داشت و چشمان را به روی تمام بدی ها و زشتی هایش بست، و لحظه به لحظه تنها به او فکر کرد، و آنچنان زندگی کرد که او می خواهد و زندگی بدون او هیچ ارزشی نداشته باشد و دنیای بدون او را هیچ دید کار آسانی نبوده است.

در گذشته ها عشق این قدرت را داشت که تمام معادلات زندگی انسان ها را به هم بزیزد و کاری کند که تمام محالات زندگی به واقعیت تبدیل شوند مثل فرهاد که می خواست از سنگ های سخت و نامهربان بیستون بگذرد و به محبوبش برسد.

البته این خاصیت عشق تنها مخصوص عشق های زمینی نبوده است. عشق به خداوند و عشق به پیامبر و امام نیز از این قاعده مستثنی نبوده است،  انسان ها با تمام وجودشان و با یک شناخت واقعی و کامل عاشق خدا و پیامبر و امام شان می شده اند که شاید بتوان نمونه هایی از این عاشقانه های عارفانه را در دیوان حافظ شیرازی دید.

اما این روزها و در دنیای مدرن و عصر تکنولوژی عشق هم مثل بسیاری دیگر از ابعاد زندگی بشر تغییر کرده است و فرسنگ ها با آن عشق ناب گذشته فاصله دارد.

این روزها کمتر کسی را می توان عاشق واقعی دید. بعضی ها از روی عادت و بعضی ها از روی هوس دل می بندند. این روزها عشق بیشتر چیزی شبیه صدقه ای است که بین دو نفر مبادله می شود؛  با حساب و کتاب است و اگر کمی از معادلاتش به هم بخورد همه چیز به هم می ریزد و زندگی به میدان جنگ تبدیل می شود.

عشق این روزها فقط یک کلمه است و اسطوره ای است که گویا میان تاریخ جامانده است. این روزها عشق به خداوند و اهل بیت نیز همچون همین عشق های مصنوعی و ناقص است.

می گویند روزی مجنون بیمار شد و طبیبی خواست تا او را حجامت کند، طبیب بر هر رگی که دست می گذاشت مجنون مانع می شد و می گفت اینجا را نزن اینجا یاد لیلی جریان دارد. مجنون عشق را در تمام سلول ها و رگ هایش داشت. اما حالا انسان های عصر مدرنیته فقط در لابه لای کتاب های ادعیه، زیر کلماتی که حتی معنی اش را هم نمی دانند عشق او را جستجو می کنند. با حساب و کتاب و برای هر کلمه ای ندبه یا جوشن خواسته ای دارند.

شاید برای همین هم هست که اگر  یکی از این خواسته ها اجابت نشوند شکوه ها و گلایه ها شروع می شوند.

و شاید برای همین هم هست که بیشتر شعرها و قصه ها بوی گلایه می دهند.

اما اگر روزی بتوان عشق واقعی را زنده کرد و در راه عشق همه چیز را فدا کرد می توان امیدوار بود که دوران تاریک غیبت هم به سرآید و شادی و آرامش بر دنیا حاکم شود،  چرا که اولین شرط ظهور این است که او را با تمام وجود خواست و بتوان پدر و مادر و فرزند و ثروت و شهرت و همه و چیز را در راه رسیدن به او داد.

مهرگان رزمی


instagram telegram

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *