نگاه فارس

سند راهبرد امنیت ملی آمریکا؛ تغییر نظام ایران و ایجاد حاشیه امن برای اسرائیل

۲۷ دی ، ساعت ۱۱:۲۵

در این سند به‌صراحت اعلام شده است که بروز مسئله تروریسم و گروه‌های تروریستی مانند داعش، باعث شده است که اسرائیل دیگر به‌عنوان عامل ناامنی و مشکلات منطقه مطرح نشود. این مسئله می‌تواند اشاره‌ای غیرمستقیم به طراحی پشت پرده آمریکایی-اسرائیلی برای انحراف افکار عمومی از رژیم صهیونیستی باشد.

۱-خلاصه مدیریتی

دولت ایالات‌متحده آمریکا، در اواخر سال گذشته میلادی اقدام به انتشار سندی تحت عنوان «استراتژی امنیت ملی» کرد که مهم‌ترین اولویت‌ها و چالش‌های اساسی این کشور در نقاط مختلف جهان را معرفی می‌کند. به جهت اهمیت موضوع و شناخت سیاست خارجی دولت ایالات‌متحده آمریکا، اندیشکده راهبردی تبیین تصمیم به تحلیل استراتژی اعلام‌شده دولت آمریکا به روش گروه متمرکز و با بهره‌گیری از کارشناسان حوزه‌های مختلف خود گرفت. در این راستا بعد از ارزیابی بخش‌های مختلف سند، بخش چهارم آن‌، که به افزایش نفوذ آمریکا، شامل راهبرد منطقه‌ای این کشور مربوط می‌شود واجد بیشترین اهمیت تشخیص داده و برای بررسی و تحلیل بیشتر انتخاب شد. گزارش پیش رو، مربوط به جلسه گروه متمرکزی می‌شود که بدین منظور تشکیل شده و حاوی یک مقدمه با تمرکز بر پیشینه و چیستی سند استراتژی امنیت ملی، یک معرفی از سند استراتژی امنیت ملی، تحلیل کلیات سند، تحلیل بخش‌های مختلف سند و جمع‌بندی می‌شود. در تحلیل بخش‌های مختلف سند، به برنامه‌های ایالات‌متحده آمریکا در نقاط مختلف جهان پرداخته شده است. به‌صورت کلی سعی شده است تا  تمرکز اصلی بر روی نقاطی قرار گیرد که در سند موردتوجه جدی و اساسی بوده‌اند.

۲-مقدمه

استراتژی امنیت ملی[۱] سندی است که طبق قانون ایالات‌متحده آمریکا، روسای جمهور این کشور ملزم به ارائه آن هستند. در این سند مهم‌ترین تهدیدات و اولویت‌های راهبردی ایالات‌متحده آمریکا مشخص و راه‌های مواجهه با آن‌ها تعیین می‌شوند. درواقع این سند، ارائه‌دهنده استراتژی کلان و اهداف کلی آمریکا در رابطه با امنیت ملی این کشور است.[۲] در دسامبر۲۰۱۷، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اقدام به انتشار سند استراتژی امنیت ملی دولت خود، کرد. این سند از یک مقدمه و چهار رکن تشکیل شده است. «محافظت از مردم آمریکا، سرزمین مادری و سبک زندگی آمریکایی»، «گسترش رفاه و رونق اقتصادی در آمریکا»، «حفظ صلح از طریق قدرت» و «افزایش نفوذ آمریکا» ارکان این سند هستند. رکن سوم و چهارم به‌صورت مستقیم‌تری ناظر بر نگاه و راهبرد آمریکا در جهان است.

۳-معرفی سند استراتژی امنیت ملی آمریکا

استراتژی امنیت ملی، مجموعه‌ای از استراتژی‌های امنیتی، اقتصادی و سیاسی در حوزه‌های داخلی و خارجی راجع به روش‌های بهینه تأمین امنیت ملی ایالات‌متحده آمریکا است. الزام دولت آمریکا به ارائه سند استراتژی امنیت ملی به تصویب قانون «گلدواتر-نیکلز»[۳] در سال ۱۹۸۶ برمی‌گردد. گفته می‌شود برداشت کنگره آمریکا مبنی بر ضعف این کشور در حصول به اهداف نظامی خود و نیز محیط بین‌المللی در حال تغییر آن دوران علت تصویب قانون گلدواتر-نیکلز و الزام رئیس‌جمهور آمریکا به ارائه استراتژی امنیت ملی است.[۴] سند استراتژی امنیت ملی دولت آمریکا در هر دوره‌ای، تلفیقی از مؤلفه‌های ثابت سیستم امنیت ملی ایالات‌متحده و برنامه‌ها و اولویت‌های رئیس‌جمهور و کابینه این کشور است. حفاظت از خاک، مردم و سبک زندگی آمریکایی، رهبری و برتری آمریکا در جهان خارج، تحکیم ائتلاف با دوستان و تقابل با دشمنان آمریکا ازجمله مؤلفه‌های ثابتی است که تقریباً می‌توان در تمامی اسناد استراتژی امنیت ملی آمریکا مشاهده کرد. در مقابل اولویت‌های رئیس‌جمهور و دولت این کشور مانند آنچه در دوران تبلیغات انتخاباتی مطرح‌شده است نیز بخش مهمی از اسناد استراتژی امنیت ملی آمریکا را تشکیل می‌دهند.

طبق قانون، اسناد استراتژی امنیت ملی آمریکا باید به‌صورت سالانه و در تاریخی که رئیس‌جمهور لایحه بودجه سال بعد را ارائه می‌دهد، به کنگره تحویل داده شود. رونالد ریگان اولین رئیس‌جمهوری است که طبق قانون گلدواتر-نیکلز سند استراتژی امنیت ملی دولت خود را ارائه داد. ریگان این سند را تلاش مشترک از سوی دولت، کنگره و مردم آمریکا جهت ترسیم طرحی برای آینده معرفی کرد. جرج بوش پدر نیز بعد از ریگان، سند استراتژی امنیت ملی آمریکا را منتشر کرد که تأکید اساسی آن بر تعدیل سیاست‌ها با چالش‌های یک عصر جدید در دوران پس از جنگ سرد و انجام اقداماتی برای ایجاد نظم نوین جهانی با محوریت آمریکا بود. بیل کلینتون نیز در استراتژی امنیت ملی دولت خود تعامل و گسترش نفوذ آمریکا و جرج بوش پسر بحث قدرت و پیش‌دستی را موردتوجه قرار دادند. باراک اوباما محور اصلی استراتژی امنیت ملی دولت خود را «وداع با گذشته، توجه به تهدیدات جدید» اعلام کرد. در حقیقت استراتژی اوباما از دکترین جنگ پیشدستانه دوران بوش فاصله گرفته و بر همکاری جهانی و دیپلماسی قوی برای بهره‌گیری کمتر از نیروی نظامی تأکید داشت. دونالد ترامپ نیز در ادامه این روند به ارائه استراتژی امنیت ملی دولت خود با محوریت «اول آمریکا» پرداخته است. علاوه بر مؤلفه‌های ثابت سیستم امنیت ملی ایالات‌متحده آمریکا، اولویت‌های دونالد ترامپ که در شعارهای انتخاباتی خود عنوان کرده بود، به‌صورت برجسته‌ای در این سند نمایان شده‌اند. ازجمله بحث «اول آمریکا» و بازگرداندن آمریکا به دوران اوج شکوه و عظمت خود ازنظر اقتصادی و نظامی موردتوجه ویژه‌ای قرار گرفته‌اند.

۴-تحلیل کلیات سند استراتژی امنیت ملی آمریکا

این سند، یک مدرک در دسترس از اولویت‌های ایالات‌متحده آمریکا است که سیاست‌ها و استراتژی‌های آمریکا را نظام‌مند و قانون‌مند‌ می‌کند. در این سند اعمال سلطه و نفوذ ایالات‌متحده آمریکا به‌صورت یک امر لازم و موجه، به نمایش در آمده است. بعلاوه این سند حاوی «ابزارهایی» که آمریکا به‌وسیله آن‌ها استراتژی امنیت ملی خود را دنبال می‌کند نیز است. روح حاکم بر کل سند یک روح تجارت و اقتصادمحور است و ارزش‌های آمریکایی از محوریت اساسی برخوردارند. دسته‌بندی که این سند از متحدان و شرکای آمریکا ارائه می‌دهد، این امکان را فراهم می‌کند تا مبنایی برای تحلیل نقش آمریکا در کشورهایی مانند عراق، به دست آورد. آمریکا در این سند سه نوع قدرت سخت، نیمه سخت و نرم را برای پیگیری اهداف خود پیش‌بینی کرده است.

سند استراتژی امنیت ملی که دونالد ترامپ ارائه کرده است تا حدود بسیار بالایی بر مبنای واقع‌گرایی و واقع‌نگری به جهان بنا شده است، این بدان معنی است که منافع و علایق ایالات‌متحده در جهانی که رقبا تلاش دارند موقعیت این کشور را متزلزل کنند، در صدر اولویت‌ها قرار گرفته است. یکی از ضمائم دید واقع‌گرایانه به جهان، «رقابتی» دیدن آن است که به‌صورت ملموسی در سند استراتژی امنیت ملی ترامپ وجود دارد. در کنار رقابتی دیدن جهان، به متحدان و شرکای آمریکا بهای زیادی داده‌شده و بر ائتلاف جهانی به رهبری آمریکا تأکید و تمرکز شده است. به‌نوعی دولت آمریکا در این سند پیش‌بینی کرده است تا از طریق شکل‌دهی به یک ائتلاف قدرتمند متشکل از متحدان و شرکای آمریکا، نقش رهبری این کشور در جهان را احیا، تقویت و استمرار ببخشد. به‌صورت کلی این سند با توجه به مشکلات و چالش‌های فراروی ایالات‌متحده آمریکا، برنامه‌ها و راهکارهایی را برای حفظ منافع و امنیت ملی ایالات‌متحده آمریکا ارائه می‌دهد.

 

خاورمیانه

نگاهی که آمریکا در سند استراتژی امنیت ملی  به این منطقه دارد، بیشتر سلبی است تا ایجابی، به‌عبارتی‌دیگر بجای تأکید بر مباحثی مانند ایجاد دمکراسی، ملت‌سازی و…، بیشتر بر دفع تهدیداتی که متوجه ایالات‌متحده می‌شود تمرکز شده است. ازاین‌جهت رویکرد آمریکا نسبت به غرب آسیا، یک رویکرد تهدید محور است. در کنار تهدیدات موجود، آمریکا همکاری اقتصادی و سیاسی با شرکا و متحدان خود را در این منطقه موردنظر قرار داده است. در این سند برای تغییر نظام سیاسی کشورهای منطقه، مطابق نظر آمریکا، بحث اصلاحات گام‌به‌گام مطرح‌ شده است. در مورد شورای همکاری خلیج‌فارس، بحث یکپارچگی آن مطرح شده است. با توجه به مواضع اخیر قطر به نظر می‌رسد ملاحظه اصلی آمریکا، بازیگری قطر در این زمینه باشد که یکپارچگی شورای همکاری خلیج‌فارس را زیر سؤال می‌برد.

سند استراتژی امنیت ملی آمریکا، مانند گذشته اتهام تلاش ایران برای دستیابی به سلاح کشتارجمعی را طرح و محاسبات خود را بر مبنای آن انجام داده است. آمریکا با طرح این موضوع به‌عنوان یک مسئله حل‌نشده نوعی ایران هراسی را برای تحقق اهداف منطقه‌ای و بین‌المللی خود دنبال می‌کند. در سطح منطقه ایران هراسی موجب نزدیکی هرچه بیشتر کشورهایی مانند حاشیه خلیج‌فارس به آمریکا می‌شود و در سطح بین‌المللی زمینه اجماع برای فشار بیشتر بر ایران را فراهم می‌کند. برخلاف رفتار اخیر دولت ترامپ در به رسمیت شناختن قدس اشغالی به‌عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی، در سند استراتژی امنیت ملی، طرح صلح جامع بین اسرائیل و فلسطینیان مطرح شده است که نوعی تناقض در عمل و برنامه‌های این کشور محسوب می‌شود.

در مورد کشورهای منطقه، سند استراتژی امنیت ملی آمریکا، بحث حمایت از مصر و عربستان برای مدرن سازی اقتصادهایشان را مطرح کرده است. عربستان انجام این کار را آغاز کرده است ولی در مورد مصر این مسئله نمود بیرونی ندارد. به‌صورت کلی نگاهی که در سند استراتژی امنیت ملی آمریکا به اقتصاد شده است، نگاه ابزاری است تا وابستگی هرچه بیشتر کشورهای منطقه (و دیگر کشورها) را فراهم کند. در بعد سیاسی نیز با توسل به ایران هراسی، آمریکا تلاش می‌کند تا  کشورهای منطقه را از ایران دور و به خود نزدیک کند. هرچند بحث تجهیز تمامی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس به سیستم دفاع موشکی مطرح‌شده است، اما تاکنون تحقق‌نیافته است.

سند استراتژی امنیت ملی آمریکا نقش چین و روسیه را در غرب آسیا به نسبت سایر مناطق، کمرنگ‌تر ترسیم کرده است یا حداقل اینکه آن‌ها را رقبای اصلی خود معرفی نکرده است. در مقابل نقش و سیاست منطقه‌ای ایران به‌عنوان کنشگری ناهم‌سو با سیاست‌های آمریکا ترسیم شده است. در این سند به‌صراحت اعلام شده است که بروز مسئله تروریسم و گروه‌های تروریستی مانند داعش، باعث شده است که اسرائیل دیگر به‌عنوان عامل ناامنی و مشکلات منطقه مطرح نشود. این مسئله می‌تواند اشاره‌ای غیرمستقیم به طراحی پشت پرده آمریکایی-اسرائیلی برای انحراف افکار عمومی از رژیم صهیونیستی باشد. اگر در گذشته آمریکا دو ملاحظه «رابطه با اعراب» و «موقعیت اسرائیل» را در سیاست‌های منطقه‌ای و کمک‌های اعطایی موردنظر قرار می‌داد، امروز همگرایی بین اعراب به‌ویژه عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی تااندازه‌ای بالا است که آمریکا در محاسبات خود ملاحظه‌ی گذشته را وارد نمی‌کند.

[۱] National Security Strategy

[۲] کتاب آمریکا، ویژه بررسی اسناد استراتژی امنیت ملی آمریکا پس از جنگ سرد، موسسه ابرار معاصر، تهران، اردیبهشت۱۳۹۰

[۳] Goldwater-Nichols Department of Defense Reorganization Act (1986)

[۴] کتاب آمریکا، همان، ص۳۰

 

منبع: اندیشکده راهبردی تبیین


instagram telegram

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *