نگاه فارس

مسجد “حبیب” ققنوس انقلاب اسلامی در شیراز

۲۱ بهمن ، ساعت ۱۳:۰۳

مسجد حبیب شیراز، مسجدی کوچک در یکی از محلات قدیمی شیراز است که نقشی سرنوشت‎ساز در تاریخ انقلاب اسلامی دارد.

مسجد حبیب

به گزارش نگاه فارس، نام مسجد حبیب، مسجدی کوچک در پشت میدان تره بار قدیمی شیراز برای آنان که برگ‎های تاریخ انقلاب را در شیراز تورق می‎کنند، نامی آشناست. از میدان غدیر به سمت مرکز تره بار قدیمی شیراز که قدم برداری سمت چپ در انتهای کوچه ۷ مسجدی کوچک اما استوار ایستاده، مسجدی که دیوارش مزین به تصاویر شهدای انقلاب شده است.

روبه‎روی مسجد زمین زراعی است که مردم آن محله صیفی‎جات خود را از آن تهیه می‎کنند. از در کوچک مسجد که وارد شوی در سمت چپ بالای دیوار نرده‎های آهنی قدیمی وجود دارد که دیگر رنگ به چهره‎شان نمانده اما برای اهالی آن محله و مسجد یادگارانی از روزهای سخت است، روزی که باید در تاریخ شیراز روز مسجد حبیب نام گیرد.

عید غدیر ۵۷ است و برگ‎های ورق خورده تقویم آبان ماه را نشان می‎دهد. سرمای پاییز شیراز استخوان‎سوز نیست اما در این روز آتشی در مسجد حبیب روشن می‎شود که گرمایش تا امروز حس می‎شود.

آیت‎الله کرامت‎الله ملک‎حسینی یک سال پیش از رحلت خود ( در سال ۹۰) بخشی از خاطرات خود درباره مسجد حبیب را ذکر کرده است. وی گفته است « چند روز قبل از روز عید غدیرخم، “مصطفی آیت‎اللهی” و برادرش “علی آیت‎اللهی” که فرزندان عالم بزرگ آیت‎الله “سید کاظم آیت‎اللهی” و از طرفداران جدی و قاطع امام خمینی(ره) بودند به نزد من در شیراز آمدند و گفتند که مردم در شهرهای تهران، قم و سایر نقاط کشور تظاهرات و تجمع می‎کنند اما در شیراز هنوز خبری نیست و شما باید فکری بکنید».

عمال رژیم مدتی بود که مدرسه خان را از آیت‎الله ملک حسینی گرفته بودند و اجازه درس و بحث و سخنرانی را در آن مکان به وی نمی‎دادند تا اینکه آیت‎الله ملک حسینی مسجد حبیب را برمی‎گزیند، مسجدی که هر چند  امروزه دیگر کسی سراغی از آن نمی‎گیرد اما همچنان محبوب و دوست داشتنی است.

روز حادثه آیت‎الله ملک حسینی با تاکسی باری خود را به مسجد می‎رساند، شبستان و حیاط مسجد پر شده از زنان و مردانی که از گوشه و کنار شیراز و شهرهای زرقان و کوار و غیره برای شنیدن سخنرانی آمدند. نیروهای رژیم هم به همراه تانک زره‎پوش از پشت میدان تره بار و پمپ بنزینی که نزدیک مسجد حبیب بود، آمده و مستقر شده بودند.

روح ضمیر، از موی سفید کرده‎های مسجد است درباره آن روز و حادثه مسجد حبیب می‎گوید: عید غدیر بود و مردم به دعوت آیت‎الله ملک حسینی برای برگزاری جشن عید در مسجد جمع شده بودند، نیروهای رژیم که آیت‎الله ملک حسینی را تحت نظر داشتند متوجه می‎شوند که در مراسم علیه رژیم صحبت شده است.

وی از شلوغی مسجد در آن روز می‎گوید از اینکه  مردم از همه جای شیراز برای شنیدن سخنان آیت‎الله ملک حسینی  آمده بودند تا اینکه سرهنگی به نام قاسمی با پوتین وارد مسجد می‎شود و با آیت‎الله ملک حسینی بگو مگو می‎کند و با هم درگیر می‎شوند.

روح ضمیر در گفت‎وگو با تسنیم می‎گوید: پس از این حادثه بود که سربازان شاه از بالای نرده‎ها آتش به روی مردم گشودند. با دست نرده‎ها را به من نشان می‎دهد و چند بار با تاسف می‎گوید «از اینجا از اینجا مردم را به گلوله بستند».

به گفته وی مقاومت مردم سبب می‎شود که نیروی هوایی نیز به کمک سرهنگ قاسمی بیاید و با هلی کوپتر سقف شیروانی مسجد را گلوله باران کنند و تعداد بسیاری از مردم زخمی شوند. از من می‎خواهد که با وی به بیرون مسجد بیایم، روی دیوار مسجد عکس شهدا نقش بسته است، شهدایی که برخی سنشان به زحمت به ۲۰ سالگی می‎رسد.

آیت‎الله ملک‎حسینی در ادامه خاطرات آن روز گفته است «در خیابان دوباره مردم دور ما جمع شدند که باز هم نیروهای رژیم به طرف مردم تیراندازی کردند. داخل کوچه‎ای رفتیم. چند نفر از ماموران آمدند، گفتند”بیایید بیرون، مردم رابه کشتن دادید”. گفتم شما مردم را می‎کشید و خداوند لعنت کند قاتلان را».

پس از این حادثه آیت‎الله ملک‎حسینی دستگیر می‎شود اما آتشی که در دل مردم شیراز روشن شده بود تا ۲۲ بهمن ۵۷ ادامه می‎یابد و هر روز راهپیمایی و تظاهرات علیه رژیم در گوشه و کنار شهر برپا می‎شود. مسجد حبیب در گوشه‎ای از این شهر آتشی در دل مردم روشن کرد که خاموش شدنی نیست.

منبع: تسنیم


instagram telegram

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *