نگاه فارس

دستان شفا بخش پروفسور خدا دوست

۱۹ اسفند ، ساعت ۱۱:۳۷

به مناسبت درگذشت دکتر خدادوست، به گوشی از زحمات و تلاش های او نگاهی دوباره می اندازیم

به گزارش نگاه فارس، بزرگ بود، و از اهالی امروز بود، و با تمام افق‌های باز نسبت داشت،  و لحن‎ ‎آب و زمین را چه خوب می‌فهمید

در طول تاریخ، آسمان علم و هنر و اندیشه بشر، شاهد درخشش ستارگان فراوانی از مفاخر ایران زمین بوده است. در این عصر، جامعه چشم پزشکی ایران، بر خود می‌بالد که شخصیت‌های علمی پرآوازه‌ای را به جهان علم و حکمت معرفی کرده است. هرچند شناخت زوایای وجود گرانقدر این پزشکان متخصص، کاری بس دشوار و گاه ناممکن می‌نماید، اما به مصداق «آب دریا را اگر نتوان کشیدر هم به قدر تشنگی باید چشید»، بر خود فرض می‌دانیم تا همزمان با پرپایی کنگره بزرگداشت پروفسور علی اصغر خدادوست در تهران، ما نیز ادای دینی به ایشان داشته باشیم تا جامعه ایرانی با شناخت بیشتری، منت دار و سپاسگزار خدمات بزرگان خود باشد.

از آموزگاری تا پزشکی ‏

پروفسور علی اصغر خدا دوست در روز چهارم آبان ماه سال ۱۳۱۴ خورشیدی در شیراز متولد شد. دوران دبستان و دبیرستان را در همان شهر پشت سرگذاشت و به عنوان آموزگار در دبستان داوری داراب مشغول تدریس شد و در دومین سال آموزگاری، کلاس ششم دبیرستان را به طور داوطلب با موفقیت پشت سر گذاشت.‏

خدادوست در سال ۱۳۳۳ در آزمون ورودی دانشکده پزشکی شیراز شرکت کرد و با درجه ممتاز بین داوطلبان پذیرفته و در این دانشکده مشغول به تحصیل شد. وی دوره ۶ ساله پزشکی را با درجه ممتاز پشت سر گذاشت و پس از یک سال گذراندن دوره دستیاری چشم و گوش و حلق و بینی در بیمارستان نمازی دانشگاه شیراز، در سال۱۳۴۱ ‏‎ ‎از طرف دولت برای گذراندن دوره تخصصی، به آمریکا اعزام شد.‏

دکتر خدا دوست به عنوان اولین و تنها دستیار خارجی در بخش چشم پزشکی دانشگاه «جانز‌هاپکینز»، دوران ۳ ساله دستیاری را به عنوان بهترین دستیار مرکز چشم پزشکی «ویلمر» گذراند. وی در این دوران علاوه بر تحصیل در علوم بالینی به طور فعال مشغول تحقیقات در علوم پایه بود و مقالات متعددی در مجلات مختلف به چاپ رساند. پس از پایان دوران، او یک سال به عنوان مربی و یک سال به عنوان استادیار در بخش چشم پزشکی همان دانشگاه مشغول به کار شد و در سال ۱۳۴۷ علیرغم پیشنهاد و خواست دانشگاه «جان‌هاپکینز» به ایران بازگشت و در بخش چشم پزشکی دانشگاه شیراز، به عنوان استاد مشغول فعالیت شد‎.

‎یک سال پس از ورود دکتر خدادوست به شیراز، رئیس بخش چشم پزشکی دانشگاه «جانز‌هاپکینز» به شیراز آمد و قرارداد مبادله دستیار بین بخش‌های چشم پزشکی این دو دانشگاه به امضا رسید. هر سال یک نفر از دستیاران بخش چشم پزشکی شیراز برای فراگیری تکمیلی علوم پایه به دانشگاه جانز‌هاپکینز اعزام می‌شد و ۴ دستیار به طور متناوب از دانشگاه مزبور برای فراگیری علوم بالینی و تجربه در اعمال جراحی، به شیراز می‌آمدند. ‏

این برنامه ۱۰ ساله از موثرترین برنامه‌ها برای بالا نگه داشتن سطح آموزش و تحقیق و درمان در دانشگاه شیراز و به خصوص بخش چشم بود، به طوری که سطح آموزش در بخش چشم پزشکی دانشگاه شیراز از بسیاری مراکز چشم پزشکی آمریکا فراتر رفته بود. ‏

برنامه‌های آموزشی در این بخش از طرف آکادمی چشم پزشکی آمریکا به رسمیت شناخته شد و تعداد زیادی از فارغ التحصیلان دانشگاه شیراز در همان مرحله اول شرکت در امتحانات بورد چشم پزشکی آمریکا، با نمره عالی از عهده امتحانات مربوطه برمی آمدند.

تاسیس مرکز مجهز چشم پزشکی در شیراز ‏

در مدتی که دکتر خدا دوست به عنوان استاد و رئیس بخش مشغول فعالیت بود، با جلب همکاران جوان و با استعداد و همکاری آنها مثل آقایان دکتر فریور، دکتر امین لاری، دکتر اشرف زاده، دکتر روزی طلب و مرحوم دکتر ستایش، یکی از معتبرترین مراکز چشم پزشکی را با وجود امکانات محدودی که در اختیار داشت، در شیراز به راه انداخت. بهترین فارغ التحصیلان دانشکده پزشکی شیراز و سایر دانشکده‌ها به بخش چشم دانشگاه شیراز می‌رفتند. بهترین آنها برای یک سال گذراندن دوره در آمریکا انتخاب می‌شدند و اکثرشان بعد از بازگشت به عنوان کادر آموزشی در بخش مشغول می‌شدند. از سال ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۹ دکتر خدادوست هر ۲ سال یک بار به عنوان استاد مدعو، ۶ ماه را در بخش چشم دانشگاه «جانز‌هاپکینز» برای ادامه برنامه‌های تحقیقاتی می‌گذراند و در این دوران چندین مرتبه به عنوان مدرس در کشورهای متعددی از جمله چین، ترکیه، سوریه، عمان، پرو، اکوادور و ایتالیا دعوت شد‎.

‎بهترین جراح پیوند قرنیه در دنیا

دکتر خدا دوست در سال ۱۳۵۹ به آمریکا رفت و به عنوان استاد در بخش چشم دانشگاه «جانز‌هاپکینز» مشغول به کار شد. ‏

وی در سال ۱۳۶۱ به عنوان استاد و رئیس بخش چشم دانشگاه «سیسیل» انتخاب شد و در سال ۱۳۷۱ یک مرکز چشم پزشکی در شهر «نیوهیون» تاسیس کرد و به عنوان مسئول آن، مشغول به کار شد.‏‎ ‎از سال ۱۳۵۹ ایشان به طور مکرر سالی ۲ بار به وطن خود برگشته و در فعالیت‌های بالینی و آموزشی در بیمارستان‌های تهران و شیراز شرکت کرده است. یک مرکز تخصصی چشم پزشکی در شیراز به نام ایشان است که چشم پزشکان متعددی درآن مشغول به خدمت و تربیت دستیاران هستند‎.

‎دکتر خدادوست به طور متناوب توسط شخصیت‌های برجسته‌ای در چشم پزشکی آمریکا به عنوان بهترین جراح پیوند قرنیه در دنیا معرفی شده و شهرت وی علاوه بر مقالات علمی متعدد و تحقیقات گسترده در زمینه‌های مختلف و کیفیت درمان و تجربه در جراحی، مدیون تحقیقات پایه‌ای در مورد بیماری‌های سطح قرنیه چشم است، تا آنجا که در پیوندهای قرنیه، نام ایشان روی مکانیسم دفع پیوند گذاشته شده است‎.‎

‏۲۰ هزار عمل پیوند قرنیه

در کارنامه پربار دکتر خدادوست، جدا از حدود ۲۰ هزار عمل پیوند قرنیه، این موارد به چشم می‌خورد: موسس بیمارستان فوق تخصصی چشم دکتر خدادوست شیراز، مدیرعاملی موسسه چشم پزشکی کانکتیکات آمریکا، استادی بخش چشم پزشکی دانشگاه ییل، استاد و جراح بخش چشم پزشکی بیمارستان سنت رافائل، عضو هیات مدیره انجمن متخصصان ایران در خارج از کشور و عضو افتخاری فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران. شاید مهم‌تر از همه این موارد، آن باشد که استاد هیچ گاه ایران و ایرانی را از یاد نبرده و در هر فرصتی دینش را به این مرز و بوم و مردم شریفش، ادا کرده است.

طلبه علم باید بود

دکتر خدا دوست درباره نحوه درس خواندن خود که او را به موفقیت در عرصه چشم پزشکی جهانی رسانده است، می‌گوید: برای درس خواندن باید طلبه شوی؛ یعنی تمامی ابعاد زندگی را کنار بگذاری و بروی به طرف جایی که هدف داری. نحوه‌ درس خواندن من کمی پیچیده بود، زیرا در ۱۸ سالگی در داراب (استان فارس) معلم بودم و حقوق معلمی آن روزها ماهی ۲۷۰ تومان بود. حقوق ۶ماه را جمع کردم و یک دوچرخه خریدم. قرار بود ۵ سال خدمت کنم. سال دوم، کلاس ششم طبیعی بودم که یکی از دوستانم ‏تشویقم کرد که بیا دانشکده پزشکی! وقتی رفتم، برای جبران ۳ سالی که قرارداد داشتم، در دبیرستان‌های شیراز درس فیزیک ‌دادم، بعضی از کلاس‌های دانشگاه را می‌رسیدم بروم و بعضی را نه!

این چشم پزشک معروف، درباره دروسی که در آنها اشکال داشت می گوید: روز اول که به دانشکده‌ پزشکی رفتم، درس‌ها به زبان انگلیسی بود و انگلیسی من آن چنان تعریفی نداشت. اولین شب رفتم کتاب آناتومی را باز کردم، یک پاراگراف نمی‌توانستم بخوانم! دیکشنری را باز می‌کردم و کلمه به کلمه امتحان می‌کردم ببینم به کدام قسمت می‌خورد! تا صبح نشستم و آخر نتوانستم یک پاراگراف را تمام کنم. صبح به این نتیجه رسیدم به درد این کار نمی‌خورم! خدا رحمت کند همشیره‌ام مخالفت کرد و گفت باید بروی! شروع کردم. صبح‌ها زودتر بیدار می‌شدم و شب‌ها پشت سر هم تا ساعت ۳ نیمه شب [بیدار می‌ماندم]! البته همکاری و دوستی رفقا خیلی کمک می‌کرد.

پروفسورخدادوست می افزاید: یادم می‌آید در اولین امتحان آناتومی که قسمت خیلی مشکلی بود، نمره ۹۵ گرفتم و همه شوکه شده بودند! شهرت پیدا کردم. وقتی در دانشکده پزشکی قدم می‌زدم، دانشجویان از دریچه‌ها نگاهم می‌کردند و می‌گفتند این همان است که نمره ۹۵ گرفته است! خود این مرا بیشتر ترغیب می‌کرد که کار کنم و درس بخوانم. در تمامی کلاس‌ها شاگرد اول شدم. سر کلاس پزشکی قانونی زیاد نرفته بودم و استاد مرا نمی‌شناخت. موقع امتحان آخر سال جلوی مرا گرفت و گفت شما کجا می‌روی؟ من شما را تا حالا ندید‌ه‌ام! گفتم من شاگرد هستم، اجازه بدهید امتحان بدهم، اگر نمره‌ام از همه بهتر شد، قبول کنید و اگر نفر دوم شدم، دوباره شهریور امتحان می‌دهم. استاد قبول کرد و امتحان دادم. فردای آن روز نمره‌ها را آورد و استاد گفت گرفتی ۹۵، اما به تو ۱۰۰ دادم!

نفر دوم نمره ۸۵ گرفته بود. این‌که یاد گرفتم، به دلیل تا نیمه شب بیدار ماندن‌ها بود. آدم تشنه‌علم که باشد و وقت را بی‌خود تلف نکند، می‌تواند دنیا را قبضه کند.

پذیرش در آمریکا

دکتر خدادوست در بیان خاطراتی از دوران تحصیل‌اش می گوید: همیشه در کلاس آناتومی که با جسد کار می‌کردیم، تکه‌های عجیب و غریب استخوان را در جیبم می‌گذاشتم تا به خانه ببرم و روی آن مطالعه کنم!

این چشم پزشک چیره دست، درباره دورانی که از دانشگاهی در خارج از کشور پذیرش گرفت، می گوید: دولت کسانی را که شاگرد اول بودند، می‌فرستاد خارج از کشور. برای خارج رفتن هم باید پذیرش می‌شدند و برای پذیرش هم باید به تهران می‌رفتند و مصاحبه می‌کردند. من به تهران رفتم و چندین نفر از استادان با دیدن من و نمراتم گفتند آقا مصاحبه نکن، برو بیرون، تو نیازی به مصاحبه نداری!

یک سال شیراز بودم تا پذیرش از خارج بگیرم. در این مورد مدیون دکتر ضیایی، متخصص اطفال و رئیس سابق دانشکده هستم. به من گفتند که یک دوست آمریکایی در دانشکده «هاپکینز» دارند و من را به او معرفی کردند. آن پزشک آمریکایی گفت که برای رزیدنتی نه، اما یک سال می تواند بیاید، فقط برای این‌که به کارهای من نگاه کند.

وی می افزاید: من حاضر بودم ۲ سال به آنجا بروم وکار کنم، به شرطی که بعد از آن مرا به عنوان رزیدنت قبول کنند. هفته دوم که آنجا بودم، یک روز خواستند به دفترشان بروم و بعد از من پرسیدند که آیا دلت می‌خواهد از همین امسال رزیدنت باشی؟ وقتی هم که ۳ سال دوره‌رزیدنتی را تمام کردم و خواستم برگردم. گفتند نمی‌شود، یک سال بمان و فوق تخصص بگیر! سال بعدش خواستم برگردم، گفتند همین‌جا بمان. گفتم نه، من باید برگردم!

ساخت بیمارستان چشم‌پزشکی

دکتر خدادوست درباره ماجرایی که او را به فکر ساخت بیمارستان چشم‌پزشکی انداخت، می گوید: در دانشگاه‌های زیادی درس داده بودم و دلم می‌خواست امکانات و کلینیک اینجا مثل آمریکا بشود. روز اول که به آمریکا رفتم و آن وسایل را دیدم و با وسایل خودمان مقایسه کردم، به خودم گفتم ما چه گناهی داریم؟ ما باید بهتر از این‌ها باشیم. تحصیل را که تمام کردم، گفتند بیا ساختمان قدیمی هتل دربند تهران را به اتاق عمل درمانگاه تبدیل کن. ساختمان جدیدش را هم به بخش مدیریت اختصاص دادیم. سران سه قوه امضا کردند و ۳۵ میلیون تومان هم گذاشتند. ما نقشه‌ساختمان را به دانشگاه‌هاپکینز بردیم و ۷-۶ هزار دلار هم از جیب خودمان دادیم.

او می افزاید: دلم می‌خواست بیمارستان ما بهترین مرکز چشم پزشکی خاورمیانه شود، اما آن طور که دلم می خواست نشد. البته تا همان مقدار هم کمک بزرگی به گسترش چشم پزشکی در کشورمان کرد. ما بهترین وسایل را به ایران آوردیم. بخش خصوصی و دولتی هم گفتند داریم عقب می‌افتیم، آنها هم تلاش کردند. اساساً اگر دانشجویان و همکاران بخواهند پیشرفت کنند، باید رقابت سالم به وجود بیاید.

خاطراتی از بیماران

در تمامی این سال‌ها بیماران بسیاری توسط دکتر علی‌اصغر خدادوست درمان شده اند. که شنیدن خاطرات آنها می تواند ارزش کار افرادی مانند ایشان را بهتر نشان دهد.

یکی از این بیماران در ۸ سالگی بر اثر سقوط از ارتفاع، بینایی یک چشمش را تقریباً به طور کامل از دست داده بود و چشم دیگرش فقط ۱۵ درصد بینایی داشت. یکی از تابستان‌ها که دکتر خدادوست مانند هرسال به ایران آمده بود تا بیماران هموطنش را درمان کند، این پسر را معاینه کرد و به او گفت تو معالجه می شوی. همین طور هم شد و یک سال بعد پسر به همراه پدر و مادر و یکی از برادرانش به شیراز آمد، درحالی که این بار به جای عصای سفید، یک دسته گل در دست داشت تا به خاطر زندگی جدیدش از پروفسور خدادوست تشکر کند.

عباس بیان ـ معمار نیز در بیان خاطره دیگری از ایشان می‌گوید: چندین سال قبل باتوجه به این که درباره سطح تخصص و انسانیت والای دکتر خدادوست مطالبی خوانده و شنیده بودم، طی نامه ای دست نویس به نشانی ایشان در آمریکا، شرح بیماری چشم برادرم را که ساکن قم بود و در دانشگاه آن شهر تدریس می‌کرد، نوشتم و با توجه به این که همکاران محترم دکتر در ایران گفته بودند برای مداوای بیماری برادرم راه حلی وجود ندارد و برادرتان باید مدارا کنند، از ایشان کمک خواستم.

بعد از وصول نامه، دکتر خدادوست مستقیماً با خانه برادرم تماس گرفتند و بعد از احوال پرسی از همسر و بچه‌ها قرار گذاشتند در مسافرت چند ماه بعدشان به شیراز، بیمار ما را ویزیت کنند که این امر به موقع انجام گرفت.

نمی خواهم بگویم دکتر معجزه کرد، زیرا چشمان برادرم هنوز به طور کامل بهبود نیافته و آخرین راهکار، جراحی توام با ریسک و نتیجه چند درصدی اعلام شده است، اما مگر از یک پزشک مردمی و نیک اندیش در مورد بیماری که بیماری اش راه معالجه خاصی ندارد، می شود توقعی بیش از این محبت‌ها داشت؟! منظور من تنها نقل خاطره ای است که از انسانیت این پزشک شریف دارم.

مثل یک برنده المپیک!

دکتر خدادوست در یک مصاحبه تلویزیونی در شیراز گفته است: در آمریکا همکارانم به من می گویند تو که اینجا حق ویزیت ۲۵۰ دلاری داری، چرا سالی ۲ بار به کشورت بر می‌گردی و آنجا طبابت می کنی؟ من به آنها پاسخ می دهم که محتاج پول نیستم، اما به مردم وطن و شهرم احتیاج دارم.

دکتر خدادوست در مصاحبه دیگری درباره بهترین کاری که انجام داده است، می گوید: اگر از لحاظ علمی بخواهید که در چندین جنبه [بوده است]. یکی این که وقتی رزیدنت بودم، برنامه ای داشتم و طی آن ۲ هزار نوزاد را در ۲۴ ساعت اول زندگیشان معاینه و از چشمشان عکسبرداری کردم و بیماری‌های مختلف عفونی و مادرزادی شان را تشخیص دادم. دومین مورد که خیلی اساسی بود، این بود که نقش یک نوع بیماری را که به آن «چسبندگی طبقة پوشش قرنیه» می‌گویند، برای اولین بار در دنیا بیان کردم که پایه‌ای شد برای این که بیماری‌های مختلف سطح قرنیه را توجیه کنم.

قسمت سوم بیشتر روی پیوند قرنیه بود که در حدود سی [و چند] سال پیش، مواردی را پیدا کردم که خود به خود راهی شد برای تشخیص پدیده وازدگی پیوند؛ زیرا آن تئوری به مدل کار تبدیل شد و هنوز کسی نتوانسته است آن را تغییر بدهد.

پروفسور خدادوست می افزاید: اما در نهایت آن‌چه که برایم مهم است، این است که رئیس بخش چشم پزشکی دانشگاه ‌هاپکینز که بهترین چشم پزشک‌های دنیا از زیر دستش بیرون آمده اند، در اولین صفحه خاطراتش، که از طرف آکادمی چشم پزشکی آمریکا منتشر شده، نوشته است «علی اصغر خدادوست بهترین رزیدنتی است که در تمامی عمرم تربیت کرده‌ام». یک زمانی هم رئیس بخش چشم پزشکی دانشگاه «ییل» در مجله‌ای نوشته بود که «دکتر خدادوست بهترین جراح پیوند قرنیه در دنیاست.» این جور وقت‌ها من به عنوان یک ایرانی، درست همان احساسی را دارم که برنده یک مسابقة المپیک بالای سکوی افتخار می‌ایستد و سرود ملی کشورش را می‌شنود و پرچم کشورش به اهتراز درمی‌آید و حضار هم واقعاً آن افتخار را نه متعلق به خودشان، بلکه متعلق به مملکت و تمامی هموطنان‌شان می‌دانند.

تأسیس بیمارستان فوق‌تخصصی چشم در شیراز

در آذرماه سال ۱۳۸۲، بالاخره رویای استاد دکتر علی‌اصغر خدادوست درخصوص تأسیس مرکز مدرن و مجهز چشم پزشکی شیراز به تحقق پیوست و بیمارستان فوق‌ تخصصی چشم دکتر خدادوست با هزینه شخصی ایشان و با جدیدترین و پیشرفته‌ترین تجهیزات چشم پزشکی روز دنیا، فعالیت‌اش را آغاز کرد.

ساختمان بیمارستان در فضایی با زیربنای حدود ۴۵۰۰ متر مربع در ۵ طبقه ساخته شد، امکانات اولیه این بیمارستان شامل ۴ اتاق عمل چشم، بخش یک جراحی(۱۲ تخت بستری)، کلینیک چشم‌پزشکی، پاراکلینیک ۱، اتاق لیزر و داروخانه بود که به مرور زمان و با حمایت‌های بی‌شائبه پروفسور خدادوست، همچنان همگام با توسعه علم چشم‌پزشکی در حال توسعه و تجهیز امکانات خود است.

راه‌اندازی آزمایشگاه (مهر۸۴)، بخش ۲ جراحی (فروردین ۸۶)، اورژانس چشم (اردیبهشت ۸۶)، لیزیک(تیر۸۶)، پاراکلینیک ۲ (مرداد ۸۶) از جمله تلاش‌های این مرکز با هدف به روز‌رسانی تجهیزات و امکانات خود است.

بخش گوش، حلق و بینی بیمارستان دکتر خدادوست نیز از فروردین ماه ۱۳۸۶ همراه با راه‌اندازی بخش ۲ جراحی و تجهیز و تکمیل اتاق عمل آغاز به کار کرده و اولین عمل رینوپلاستی این مرکز در تاریخ ۱۶ فروردین‌ماه۱۳۸۶ توسط دکتر سید علیرضا مصباحی انجام شده است.

به گزارش نگاه فارس ، ئکتر علی اصغر خدادوست، چشم پزشک حاذق شیرازی بامداد امروز شنبه ۱۹ اسفند ۹۶ در  یکی از بیمارستان های کلمیا بر ایست قبلی دار فانی را وداع گفت.


instagram telegram

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *